|
این منم - یک زن تنها و آواره....
|
در ذهنم
در فکرم و در قلبم
ای خدای آسمانها
عاشقت هستم اندازه عشق!
و دوستت دارم به اندازه زیبایی ها
به اندازه تمام گلهای محمدی
و به اندازه اکسیژن زندگی!
که آرزوي کشيدن موهايت يکدم رهايم نمي کند؟
يا تو؟
که هميشه هوس کندن گوش هايم آزارت مي دهد؟
بدجنس!!
کداميک بچه تريم؟
من؟
که کودکانه بهانه چشمهايت را مي گيرم؟
يا تو؟
که بچه گانه شعرم را خط خطي مي کني؟
کداميک عاشق تريم؟
من؟
که ذره ذره وجودم چون شمع در حسرت نگاهت آب مي شود؟
يا تو؟
که شعله نگاهت هردم شعله ور نگشته خاکسترم مي کند؟
کداميک بازيگوش تريم؟
من؟
كه دلم بازيچه بازي موهايت در نسيم هر لحظه به
شوق بوييدن زلفت مي تپد؟
يا تو؟
که با هر کرشمه ات بيچاره دلم را به بازي گرفته اي؟
يادت باشه اگه يك روز فكر كردي نبودن يك كسي
بهتر از بودنشه، چشمات رو ببند و اون لحظه اي كه
كنارت نباشه رو بخاطر بيار اگه چشمات خيس شد،
بدون به خودت دروغ گفتي و هنوز دوستش داري.

داوینچی هنرمندی که در اروپا و غرب رشد کرد و بالید
هدف من از این مقدمه کوتاه داوینچی و اثر زیبایش مونالیزا نیست
من امروز می خواهم از زیباترین شاهکار کاریکاتور تاریخ سخن بگویم .
بله " یاد " اثر ارد بزرگ
این اثر که امروز برای همگان بسیار آشناست مونالیزای عرصه کاریکاتور است.
"یاد" همچون " مونالیزا " دارای پیچیدگی و رمزی مخصوص به خود است هر کس با دیدن آن در پی رازی بزرگ است
کشف آن خود وجه طنز آن است بله یک طنز سیاه...
درختی که کمرش شکسته اما برگهایش در آسمان همان جای که بوده اند باقی هستند.
نگاه ارد همچون داوینچی مطلق نیست او به مخاطبش این اجازه را می دهد که بنابر اندیشه خود اثرش را بررسی
کند و در نهایت به نتیجه برسد.
کارشناسان معتقدند عرصه بلوغ اجتماعی این اثر هنوز همچون مونالیزا فرا نرسیده است البته آنها این را هم می
گویند که ارزش هنری این اثر آنقدر هست که بتواند در آینده جایگاهی حتی فراتر از مونالیزا برای خود در بین افکار
عمومی پیدا نماید.
متاسفانه ارد بزرگ آنگونه که شایسته آن است تا کنون معرفی نشده است.
شاید علت اصلی این گمنامی آن باشد که او در یکی از کشورهای غرب زندگی نمی کند که هر روز مجبور باشد
چتر بدست خود را از دیدخبرنگاران و رسانه های جستجو گر پنهان سازد.
تا آنجای که می دانیم او یک ایرانی است زادگاه اش شهر توس است آن جا زادگاه شاعر بلند آوازه ایران فردوسی می باشد .
فدریکو مایور رییس پیشین یونسکو از فردوسی به عنوان بزرگترین حماسه سرای تاریخ یاد نمود و
همچنین مرکز امپراطوری سلسله افشاریه بوده است .
ارد را بیشتر به عنوان صاحب شاهکار های هنری می شناسیم حال آنکه او یک اندیشمند و متفکر نیز هست.
هواخواهان بسیاری در بین تحصیل کردگان فارس زبان در تاجیکستان ، افغانستان ، ازبکستان و حتی ترکمنستان دارد.
ارد بزرگ دارای یک نظریه عجیب اما بسیار جالب به نام " قاره کهن " است.
او راه برون رفت از عقب افتادگی کشورهای منطقه را در همگرایی بیشتر آنها می داند.
او بر اساس اشعار فردوسی شاعر هزار سال پیش ایران که اشعارش را از متن کتاب خداینامه که عده ای عمر آن را بین 2 تا 7 هزار سال پیش تخمین می زنند گرفته و می گوید :
نقشه امروز قاره ها پذیرفته نیست قاره ها شامل سرزمین هایست که به لحاظ قدمت تاریخی و تمدن به یکدیگر
نزدیکی داشته باشند از همه مهتر وقتی از شرق و غرب یاد می شود به سرزمین مرکزی اشاره نمی شود وقتی
از شرق و غرب سخن می گویم منظور شرق و غرب کدام سرزمین است .
او می گوید از کوههای پامیر و کشمیر تا دریای مدیترانه قاره ای بوده است.
به این قاره نام کهن ( به معنای دیرینه و بزرگ ) می دهد .
امروز ه قسمتی از آن در آسیا و قسمتی هم در اروپا قرار دارد .

او به صراحت نسبت به نزدیکی بیش از حد کشورهای منطقه قاره کهن به ژاپن و چین هشدار می دهد و معتقد
است انگیزه های استعماری آنها کمتر از قدرتهای دیگر جهان نیست.
شاید در ایجا بهتر باشد اشاره ای به کتاب 75 هزار بیتی شاهنامه اثر فردوسی بنمایم . در آنجا فریدون پادشاه
اساطیری جهان در آستانه پیری زمین را بین سه فرزندش تقسیم نمود .
شرق و چین را به تور ، غرب و اروپا را به سلم و مرکز جهان را که امروز به عنوان قاره کهن از آن یاد می کنیم را به
ایرج سپرد .
جالب است که بدانید پس از چندی تور (در شرق) و سلم (در غرب) با یکدیگر متحد شده و ایرج را می کشند !
این همان نکته ای است که ارد بزرگ از آن یاد می کند.
او می گوید برای پیشرفت همه جانبه باید سرزمین های ایرج به یکدیگر گره بخورند .
زندگی ارد بزرگ خود دارای ابعادی حماسی نیز هست .
می گویند احمد شاه مسعود رهبر فقید چریک های افغانستان که در غرب از او بعنوان " چگوارا " ی آسیای مرکزی
یاد می شود از دوستان بسیار نزدیک ارد بوده است .
ارد بین هنر ، فلسفه ، تاریخ و سیاست گرفتار است . از این وجه شباهت بسیاری با فردریش نیچه دارد البته نمونه
شفاف تر آن جبران خلیل جبران می تواند باشد.
چندی پیش کتاب برانگیختان را مطالعه می نمودم در آن کتاب به تفصیل به این مسئله اشاره شده بود. میدان تشابه
3 کتاب بود :
" چنین گفت زدتشت " اثر فردریش نیچه
" برآیند " اثر ارد بزرگ
" پیامبر " اثر جبران خلیل جبران
امیدوارم با این توضیحات کوتاه شما را بیشتر با خالق اثر " یاد " آشنا ساخته باشم .